محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 22

آثار عجم ( فارسى )

ديد « 1 » . « . . . و ديگر علم اى نرشيا را كه از محرك و متحرك و حركت و سكون و تصادم . . . گفتگو مىكند ، وقتى در خارجه بودم ، ديده بودم ؛ در اينجا فى الجمله كاملتر نمودم . . . سود كلى و انتفاع عمدهء من ، تحصيل علم ايوال‌يوشن ( Evolution ) بود و اين علم مرا زنده كرد و رفع بسيارى از شكوك و مجهولات را نمودم و كشف خيلى مطالب بزرگ را كردم . . . « 2 » » « . . . ميرزا مهدى نقيب الممالك . . . وقتى اين فقير ، قانونچهء طب را خدمتش استفاضه مىنمودم » « 3 » . هيچ روز ، دست از تحصيل نكشيدم . كم كم هواى حكمت الهى بر سرم افتاد . در همسايگى ما ، مرحوم ميرزا عبد الكريم « 4 » بود ، پسر مرحوم ملا احمد ارسنجانى . . . نزد ايشان ، شرح هدايهء ميبدى را خواندم و قدرى از منظومهء مرحوم حاجى سبزوارى ، پس از فوت او ، كسى درس حكمت نمىگفت مگر مرحوم ميرزا عباس دارابى . . . » « . . . من هم آن وقت ، به خدمتش رفتم ؛ گذشته از درس ، در ازمنهء تعطيل هم مىرفتم و كلماتش را استفاضه مىكردم و به ترتيب غليان براى او مىپرداختم . . . » « سيد جمال الدين اسدآبادى . . . فرمود : يك دورهء هيئت به تو درس مىگويم . . . » « 5 » فرصت در نقاشى ، شاگرد ميرزا آقا بود كه به قول خودش : « . . . مرحوم ميرزا آقا ، سالها ، در فرنگستان ، نقاشى را كامل نموده ، به شيراز مراجعت نموده و فقير در نزد او ، اين علم را آموختم . . . » « 6 »

--> ( 1 ) . همانجا . ( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 134 . ( 3 ) . آثار عجم ، ص 263 . ( 4 ) . همانجا ، ص 44 . ( 5 ) . آثار عجم ، ص 47 . ( 6 ) . آثار عجم ، چاپ بمبئى ، ص 548 .